اقبال يغمايى ( گردآورنده )

115

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

در مقابل آنها حاجب و حائل شده كه حد و حصر ندارد ؛ مثلا يكى از علومى كه در مملكت ما اسمى هم از او نيست علم تربيت و پرستارى اطفال شيرخوار است . يعنى آن كسى كه متصدى پرستارى و نگهدارى اطفال است از قبيل مادر و دايه چون علم بچه‌دارى و پرستارى ندارد و نمىداند كه چه وقت بايد به او غذا بدهد ، و چه غذايى مناسب حال امروز او است ، و نمىداند كه او را چطور بخواباند ، و چه قسم محل و منزل او را گرم يا سرد نگاه دارد ، و چه لباسى به او بپوشاند ، چون اين علم را ندارد اين‌قدر به طفل رضيع شيرخوار بىگناه اذيت مىكند تا بچه را مىكشد . بعد از كشتن هم مىگويد : چكنم ، خدا نخواست بچهء من بماند ! اى بىچاره بدبخت ، اين حرف غلط است . اين هم از بىعلمى است . بلى ، البته خداوند جلت عظمته هم زنده مىكند و هم مىميراند . اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ « 1 » در وقت مردن عزرائيل از رب جليل مأمور به قبض روح است اما تو هم بايد حفظ الصحه بكنى ، يعنى واجب است كه حفظ اسبابهاى ظاهرى كه سبب صحت بدن و رفع مرض است بنمايى . اگر هركس بميرد يا آنكه هركس ديگرى را بكشد ما بگوييم خدا خواست او بميرد ، يا خدا خواست او كشته شود ، پس چرا ما مىگوييم حضرت حسين عليه السلام مظلوم است و او را به ظلم شهيد كردند . و نيز اعتقاد ما اين است كه حرمله ملعون به جهنم مىرود براى آنكه حضرت على اصغر را شهيد كرد . خلاصه البته همه نيكو مىدانيد كه تا چندى قبل كه آبله‌كوبى در ايران معمول و متداول نبود چه‌قدر از اطفال به ابتلا به اين مرض تلف مى - شدند و از وقتى كه آبله‌كوبى را فهميدند و در ايران عمل كردند تمام اطفال از اين مرض مصون و محفوظ شدند . پس نمىتوان گفت كه آنها را خدا كشت و هكذا مرض گلودرد كه به فرانسه « ديفترى » مىگويند كه در سال اقلا در هرشهرى هزار نفر از اطفال را در مدت دو روز يا سه روز مىكشت و در اين اوقات دواى او را پيدا كرده ، يعنى دوايى كه ضديت ميكرب اين مرض دارد و ميكرب او را مىكشد ، و در اشخاص مبتلا شده تزريق مىكنند و داخل در بدن طفل مىكنند به زودى علاج شده و از مرض محفوظ مىگردد . پس خداوند عالم هيچ‌وقت كسى را نمىكشد و اين عقيده كه ماها داريم از بىعلمى است و به واسطهء اين است كه قرآن را نخوانده‌ايم و اگر خوانده‌ايم معنىاش را نفهميده‌ايم . مىفرمايد : وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ « 2 » . از قول حضرت ابراهيم مىفرمايد كه وقتى من ناخوش مىشوم خدا مرا شفا مىدهد ، پس خداوند شفادهنده است نه كشنده . بلكه مادر طفل رضيع است كه در پرستارى او كوتاهى مىكند ؛ يا كشنده بعضى از اعمال قبيحه و افعال شنيعه است كه مرتكب مىشوند ، و خود را دوچار امراض مسريهء صعب العلاج مىنمايند و در مهالك و مخاطره مىاندازند ، و بالاخره از همان مرض هم مىميرند . در حديث وارد است كه چند طايفه هيچوقت دعاى آنها مستجاب

--> ( 1 ) - آيهء چهلم سورة الروم ، سورهء 30 . ( 2 ) - آيهء 80 سورة الشعرا ، سورهء 26 .